|
|
كتاب - زنان | ||
| ناشر : روشنگران و مطالعات زنان | ||
| قيمت | 20000 ريال | |
| نام نويسنده : سيد محمدرضا علويون نوبت چاپ : 1 تاريخ چاپ : 1381 | ||
|
|
|
۸ تیر ۱۳۸۴
سرانجام، حکم اعدام و پنج سال زندان ليلا مافي نقض شد. ظاهراً، ديوان عالي کشور، دلايل قاضي را در مورد زناي با محارم را ناوارد تشخيص داده و همچنين، مجازات پنج سال زندان ليلا را نيز که طبق حکم دادگاه بدوي به علت اداره مرکز فساد و فحشا صادر شده بود، نقض کرده است. ليلا مافي که اکنون نوزده سال دارد، از هشت سالگي از سوي خانواده اش در اراک مورد تجاوز جنسي قرار مي گرفت و به تن فروشي به مردان بيگانه نيز وادار مي شد.
نقض شدن حکم اعدام ليلا مافي، بهانه اي است تا با مروري بر تاريخچه دادگاه اطفال بزهکار در ايران، کاستي هاي وضعيت فعلي رسيدگي حقوقي به جرايم کودکان در ايران را مورد بررسي قرار دهيم.
***
از ابتداي مشروطيت در ايران، سن مسووليت کيفري همان سن بلوغ شرعي بود که در مورد دختر نه سال تمام قمري و در مورد پسر پانزده سال تمام قمري است. قبل از رسيدن به اين سن، اگر کودکي مرتکب جرم مي شد، هيچ گونه مسووليت کيفري نداشت و مجازاتي براي او در نظر گرفته نمي شد و بعد از رسيدن به سن بلوغ، اگر کسي مرتکب جرم مي شد، با وي مانند مجرمي بزرگسال رفتار مي شد. فرضاً اگر دختري ده ساله مرتکب سرقت مي شد، او را به همان دادگاهي مي بردند که سارق چهل ساله اي در آن محاکمه و مجازات مي شد. نوع کيفر هم تفاوتي نمي کرد، حتي براي دختر ده ساله اي هم دادگاه مي توانست حکم اعدام صادر کند. در دي ماه سال 1304 قانون مجازات عمومي به تصويب رسيد. اين قانون که به امضا و تصويب مرحوم مدرس هم رسيده بود اطفال را به سه گروه تقسيم مي کرد:
اول – اطفال کمتر از۱۲ سال – اين دسته از اطفال اگر مرتکب جرمي مي شدند از مسووليت مبرا بودند.
ماده 34 قانون فوق الذکر چنين مقرر مي داشت: "اطفال غير مميز را نمي توان جزائاً محکوم نمود. در امور جزايي هر طفلي که دوازده سال تمام نداشته باشد حکم غير مميز را دارد. در صورتي که اطفال غير مميز مرتکب جرمي شوند بايد به اولياي خود تسليم گردند باالزام به تأديب و تربيت و مواظبت در حسن اخلاق آنها."
دوم – اطفالي که به سن 15 سال تمام نرسيده اند، يعني سن آنها بين ۱۲ تا ۱۵ سال است. قانون مذکور، چنين افرادي را مميز غير بالغ اطلاق کرده است. ماده 35 قانون مجازات عمومي مصوب سال ۱۳۰۴ چنين مقرر مي داشت: "اگر اطفال غير مميز بالغ که به سن 15 سال تمام نرسيده اند مرتکب جنحه يا جنايتي شوند فقط به ده الي پنجاه ضربه شلاق محکوم مي شوند، ولي در يک روز زياده از ده، و در دو روز متوالي زياده از پانزده ضربه شلاق نبايد زد."
سوم – سرانجام، در مورد اطفالي که سن آنها بين ۱۵ تا ۱۸ سال تمام است، ماده ۳۶ قانون مذکور تصريح مي کرد: "اشخاص بالغ که سن آنها بيش از پانزده سال تمام بوده ولي به هيجده سال تمام نرسيده اند، هر گاه مرتکب جنايتي شوند، مجازات آنها حبس در دارالتأديب است. در مدتي که زائد بر پنج سال نخواهد بود، و اگر مرتکب جنحه شوند، مجازات ايشان کمتر از نصف حداقل زيادتر از نصف حد اعلاي مجازات مرتکب همان جنحه نخواهد بود."
در قانون مجازات عمومي مصوب سال ۱۳۰۴ ، دادگاه خاصي براي محاکمه اطفال در نظر گرفته نشده بود. فقط در ماده 37 مقرر مي داشت اطفالي که به سن ۱۸ سال تمام نرسيده اند، حتي اگر مرتکب جنايتي شوند، در محکمه جنحه محاکمه مي شوند، مگر آن که شريک يا معاون جرم آنها بر حسب اقتضاي سن بايد در محکمه جنايي محاکمه شوند و در اين صورت هر دو در محکمه جنايي محاکمه خواهند شد.
لازم به توضيح است که جرايم از حيث شدت و ضعف به سه دسته تقسيم مي شوند:۱- خلاف، ۲- جنحه و۳ -جنايي. و به هر يک از جرايم فوق در دادگاه خاصي رسيدگي مي شد. يعني به جرايم کم اهميت مثل ولگردي و تکدي در دادگاه خلاف و به جرايم بزرگتر از قبيل کلاهبرداري، سرقت در دادگاه جنحه و به جرايم مهم و سنگين از قبيل سرقت مسلحانه و قتل در دادگاه جنايي رسيدگي مي شد.
طبق ماده 37 قانون مجازات عمومي، افرادي که به سن ۱۸ سال تمام نرسيده بودند ولو آن که مرتکب قتل هم مي شدند در دادگاه جنحه محاکمه مي شدند.
فلسفه اين امر را بايد در رأفت و عطوفت مقنن نسبت به اطفال بزهکار جستجو نمود. به عبارت ديگر، از نظر قانون مذکور، هيچ يک از جرايم ارتکابي از ناحيه افراد زير ۱۸ سال نبايد آن چنان مهم تلقي گردد که موجب شود، پاي چنين افرادي به دادگاه جنايي باز شود. دليل بر تأييد چنين فلسفه اي نيز، حداکثر مجازات مقرر براي افراد کمتر از ۱۸ سال است. چه همانطوري که گفته شد، حتي اگر فردي که کمتر از ۱۸ سال سن داشت، مرتکب قتل عمد مي شد، دادگاه مي توانست او را حداکثر به 5 سال حبس در دارالتأديب محکوم نمايد، حال آن که مجازات چنين عملي براي فردي که بيش از ۱۸ سال تمام سن داشت، اعدام بود.
دارالتأديب قسمتي از زندان عمومي بود که از آن براي نگهداري بزهکاران که ۱۸ سال تمام نداشتند استفاده ميشد. دارالتأديب ها امکاناتي بيش از زندان عادي نداشتند و فقط سعي مي شد که با اختصاص يک يا دو اطاق از زندان به دارالتأديب، بزهکاران نوجوان را از بزرگسالان جدا سازند تا از بد آموزي آنان و ساير مفاسد اخلاقي جلوگيري نمايند.
وضع بدين منوال بود تا سال ۱۳۳۸ که قانون تشکيل دادگاه اطفال بزهکار به تصويب رسيد. اما چون اجراي قانون مذکور موکول به تشکيل کانون اصلاح و تربيت بود، عملاً تا سال ۱۳۴۵ که اولين کانون اصلاح و تربيت در شهر تهران تأسيس گرديد، اجراي آن معوق ماند.
طبق قانون تشکيل دادگاه اطفال بزهکار، رسيدگي به کليه جرايم اطفال کمتر از ۱۸ سال، در صلاحيت دادگاه اطفال بود. دادگاه اطفال به وسيله يک قاضي مجرب و آشنا با مسائل و مشکلات نوجوانان اداره مي شد و در معيت آن تعدادي مددکار اجتماعي و مشاور، انجام وظيفه مي کردند. کليه مراحل بازپرسي و محاکمه سري بوده و غير از طفل متهم و ولي او و وکيل مدافع و شاکي خصوصي و دادستان، شخص ديگري حق حضور در دادگاه را نداشته و انتشار جريان محاکمه به وسيله مطبوعات يا راديو و يا فيلم برداري و بطور کلي افشاي هويت و مشخصات متهم، به هر نحو ديگر ممنوع بود.
هر زمان که قاضي دادگاه ضرورتي احساس مي کرد، مي توانست از وجود مددکاران اجتماعي استفاده کند. اگر جرم ارتکابي از نوع جنايي بود، دو نفر مشاور نيز در جلسه دادرسي شرکت کرده و نظر مشورتي خود را اعلام مي نمودند. در قانون تشکيل دادگاه اطفال بزهکار، اطفالي که کمتر از ۱۸ سال سن داشتند به سه دسته تقسيم مي شدند:
۱- اطفال تا سن ۶ سال که اين گونه کودکان چنانچه مرتکب جرمي مي شدند، از مجازات معاف بودند.
2- اطفالي که سن آنها بيش از ۶ سال و تا ۱۲ سال بود، که دادگاه مي توانست دو مجازات براي آنها در نظر گيرد.
الف – تسليم به اوليا يا سرپرست با اخذ تعهد به تربيت و مواظبت در حسن اخلاق طفل.
ب – اعزام به قسمت اصلاح و تربيت کانون اصلاح و تربيت به منظور تأديب و تربيت براي مدت يک يا شش ماه.
3- اطفالي که سن آنها بين ۱۲ تا ۱۸ سال تمام بود، که اين گونه اطفال هر گاه مرتکب جرمي مي شدند، بر حسب مورد تصميمات زير اتخاذ مي گرديد:
الف – تسليم به اوليا يا سرپرست با اخذ تعهد به تربيت و مواظبت در حسن اخلاق طفل.
ب – سرزنش و نصيحت به وسيله قاضي دادگاه.
ج – اعزام به قسمت اصلاح و تربيت کانون اصلاح و تربيت از سه ماه تا يک سال.
د – اعزام به قسمت زندان کانون اصلاح و تربيت از 6 ماه تا ۵ سال.
ولي بايد متوجه بود که تصميم اخير در موردي اتخاذ مي گرديد که اولاً سن متهم بيش از پانزده و کمتر از ۱۸ سال بوده و ثانياً طفل متهم به ارتکاب جرمي از درجه جنايت بود.
کانون اصلاح و تربيت که براي اولين بار در آذر ماه سال ۱۳۴۵ در شهر تهران و به تدريج در مشهد و شيراز و چند شهر ديگر تأسيس شد و جانشين دارالتأديب گرديد، تحت نظر مستقيم دادگاه اطفال و با همکاري عده اي پزشک، روانپزشک، مددکار اجتماعي، آموزگار و آموزگار حرفه اي اداره مي شد و از سه قسمت تشکيل شده بود:
۱- قسمت نگهداري موقت
۲- قسمت اصلاح و تربيت
۳- قسمت زندان
اطفالي که محکوم به اقامت درکانون اصلاح و تربيت مي گرديدند موظف بودند طبق برنامه کانون در هفته ۳۶ ساعت در کلاس هاي درسي يا در کارگاه هاي فني و حرفه اي، به تحصيل يا کار آموزي بپردازند. قانون تشکيل دادگاه اطفال بزهکار مصوب سال ۱۳۳۸ ، مدير کانون اصلاح و تربيت را موظف مي کرد که حداقل سه ماه يک بار گزارش کاملي از وضع رفتار و اخلاق هر طفل به رئيس دادگاه اطفال بدهد و اين گزارش ها تحت شرايط خاصي مي توانست باعث تقليل مجازات طفل شود.
[ادامه دارد

به طور خلاصه اينجانب مهدي شهيدي ، استاد دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي (ملي سابق) [در سال 1313] در يك خانواده فرهنگي علمي در شهر قزوين زاده شدم و پدرم را در سنين كودكي از دست دادم.
پس از دوره ابتدايي و متوسطه به اخذ ديپلم رياضي و مدارك دانشگاهي به موازات مطالعات در ادبيات عرب، منطق، فلسفه، فقه، اصول و ساير علوم مربوط و اخذ گواهي اجتهاد نايل آمدم.
پس از موفقيت در مسابقه ورودي دانشگاه در رشته هاي مختلف رياضي، ادبي، طبيعي مانند علوم رياضي، پزشكي، حقوق و اقتصاد، رشته حقوق دانشكده حقوق دانشگاه تهران را برگزيدم. پس از گذراندن دوره هاي ليسانس و فوق ليسانس حقوق خصوصي با درجه ممتاز و با گذراندن دوره كارآموزي ، پروانه وكالت دادگستري را به دست آوردم. سپس به كشور فرانسه عزيمت كردم و ظرف مدت كوتاهي كه تا آن زمان سابقهاي براي آن معلوم نشده ، دوره D.E.S را در حقوق خصوصي و D.E.S. در علوم كيفري را طي كردم و دكتراي دولتي (Etat ) را در حقوق خصوصي اخذ كردم و رساله ديگري براي دكتراي علوم كيفري در پاريس ثبت كردم كه پس از بازگشت به ايران به علت اشتغال زياد مجال گذراندن رساله اين رشته را نيافتم.
پس از بازگشت از فرانسه به عضويت هيئت علمي دانشكده حقوق دانشگاه ملي ايران آن زمان با مرتبه استادياري درآمدم و به موازات تدريس، به طور محدود به كار وكالت دادگستري نيز پرداختم.
در دعاوي بينالمللي به عنوان صاحب نظر و يا وكيل مدافع شركت كردم و سالها براي كانون وكلاي دادگستري مركز در اختبار و كميته استفتائات فعاليت كردم.
ساعات تدريس من زياد بود و در شروع فعاليت آموزشي و براي سه نيمسال تحصيلي پنجاه ساعت در هفته در دانشكدههاي حقوق و نيز علوم سياسي و اقتصادي و موسسات ديگر تدريس كردم. تا كنون استاد راهنماي بيش از يكصد و بيست پايان نامه كارشناسي ارشد و دكتري بودهام.
كتابهايي چون، تشكيل قراردادها و تعهدات، اصول قراردادها و تعهدات، آثار قراردادها و تعهدات ،سقوط تعهدات و ارث از اينجانب منتشر شده است..
مقالات و سخنراني هاي متعددي در رشته هاي حقوق مدني، تجارت، بينالملل خصوصي و علوم كيفري و نيز در موضوعات مستحدث، مانند تلقيح مصنوعي انسان و ناباروري و غيره از اينجانب چاپ و منتشر شده است.
در سال ۱۳۷۲ به عنوان استاد نمونه دانشگاه شهيد بهشتي و در سال ۱۳۸۰ به عنوان استاد نمونه دانشگاههاي كشور برگزيده شدم.
مدتي نيز به تدريس قضات دادگستري تهران، اشتغال داشته و دارم.
اكنون به تدريس در مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد ودكتراي دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي و نيز دكتراي دانشگاه تربيت مدرس و به طور محدود به و كالت دادگستري اشتغال دارم.
توضیح سایت حقوقدان: استاد مهدي شهيدي در تاريخ ۸۳/۱۱/۲۵ به رحمت حق پيوست. روحش شاد، يادش جاودان و راهش پر پوینده.
خلاصه شرح حال تخصصي
سوابق تحصيل:
گواهي اجتهاد در مورد علوم فلسفه،ادبيات ، فقه واصول ،كارشناسي وكارشناسي ارشد رشته حقوق بارتبهممتازي ازدانشكده حقوق تهران ، دوره D.E.S حقوق خصوصي ) ديپلم مطالعات عالي دولتي ( ازفرانسه ،دوره D.E.S علوم كيفري ) ديپلم مطالعات عالي دولتي (ازفرانسه ، دكتراي دولتي حقوق خصوصي از فرانسه ،تدريس در دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي ودانشكده اقتصاد وعلوم بانكي وخدمات اجتماعي.
زمينه هاي علمي و تحقيقاتي:
لوايح قانوني قانون مجازات ، طرح قانون اساسي، اصلاح قانون تجارت ، مسائل معضل حقوقي استعلام شده از طرف كانون وكلاي دادگستري ،دعاوي مطروح بين سازمانهاي دولتي واشخاص حقيقي وحقوقي خارجي ،مسائل استعلام شده از سوي بانك مركزي و دفتر خدمات حقوقي بين المللي دركميته هاي تخصصي و شوراي حقوقي وزارت راه وترابري.
زمينه علمي مقالات:
مسائل متنوع حقوقي ،حقوق مدني بازرگاني وادله اثبات دعوي ،مسائل حقوقي مربوط به موضوعات مستحدث حاوي بحثها و تحليلهاي حقوقي براي اولين بار نظير تلقيح مصنوعي انسان ،وضعيت حقوقي كودك آزمايشگاهي ومسائل كيفري.
این مطالب از سایت های انتشارات مجد و بنیاد ایران شناسی برگرفته شده اند.


تاريخ و محل تولد: ۱۳۲۰ قم
تحصيلات:
۱ ـ ليسانس حقوق از دانشكده حقوق دانشگاه تهران ۱۳۴۷
۲ ـ فوق ليسانس حقوق عمومي از انستيتو بينالمللي مديريت عمومي فرانسه (پاريس) ۱۹۷۲
۳ ـ دكتراي حقوق از دانشگاه پاريس يك (پانتئون ـ سوربن) فرانسه ۱۹۷۵
شغل فعلي: استاد پايه ۲۴ و مدير گروه حقوق عمومي دانشكدة حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
اشتغال بين المللي: عضو گروه كار بازداشتهاي خودسرانة كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد
اشتغال حقوقي: وكيل پايه یک دادگستري
فعاليت اجتماعي: عضو شوراي عالي كميسيون حقوق بشر اسلامي (نهاد ملي)
كارهاي علمي:
الف ـ كتابها:
۱ ـ حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران (جلد اول: اصول و مباني كلي نظام)
۲ ـ حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران (جلد دوم: حاكميت و نهادهاي سياسي)
۳ ـ حقوق بشر و آزاديهاي عمومي ( آمادة چاپ)
۴ ـ حقوق اساسي و نهادهاي سياسي (مفاهيم كلي) (آمادة چاپ)
۵ ـ حقوق اساسي تطبيقي ( دستنويس)
۶ ـ نگرش بر قانون كار جمهوري اسلامي ايران (حقوق كار)
مقالات:
۱ ـ نظام حقوقي منع جمع مشاغل عمومي در حقوق ايران
۲ ـ بررسي تطبيقي و موضوعي بازنگري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
۳ ـ تحليل حقوقي جرايم سياسي و مطبوعاتي
۴ ـ حقوق زنان در نظامهاي داخلي و بين المللي
۵ ـ ضرورت بازنگري آيين نامة داخلي مجلس شوراي اسلامي
۶ ـ تهذيب قوانين و روشهايي كه در اين خصوص بايد بكار گرفته شود.
۷ ـ نگرش بر حقوق مطبوعاتي و طرح اصلاحي قانون مطبوعات
۸ ـ حقوق اجتماعي و سياسي زنان در چهار عرصه
۸- ۹- La Republique islamique au regard de sa constiution
۱۰ ـ جامعة مدني و نظام سياسي
۱۱ ـ جستجوي اصل جهاني حقوق بشر در اندرون فرهنگ و تمدن كشورها
۱۲ ـ امنيت شهروندان در نظام اسلامي و حقوق بين المللي و حقوق داخلي.
۱۳ ـ بازرسي و نقد رابطة منطقي حاكميت قانون و دموكراسي در نظام جمهوري اسلامي ايران
۱۴ ـ نگرشي كوتاه بر حمايتها و تضمينات حقوق بشر در حقوق داخلي و نظام بينالمللي
این مطلب برگرفته از سایت انتشارات مجد می باشد.
http://hoqooqdan.com.online.fr/article.php3?id_article=38

نام: ابراهيم
نام خانوادگي : بيگ زاده
متولد: ۲۰ شهريور ۱۳۳۴ برابر ۱۱ سپتامبر ۱۹۵۵
محل تولد: قزوين ـ ايران
شغل: دانشيار دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
سوابق تحصيلي:
۱ – ديپلم متوسطه در رشته رياضي
۲ – ليسانس حقوق از دانشگاه ملي ايران (شهيد بهشتي فعلي)
۳ – فوق ليسانس حقوق هوايي و دريايي از دانشگاه نانت فرانسه
۴ – دكتراي حقوق بين الملل (رساله در مورد حقوق بين الملل دريا) از دانشگاه نانت فرانسه
۵- ديپلم مطالعات آواشناسي و زبان شناسي از دانشگاه گرونوبل فرانسه
۶- گواهي آكادمي حقوق بين الملل لاهه
۷- گواهي مدرسه عالي زبان كلچستر – انگلستان
سوابق آموزشي
۱ – حقوق بين الملل عمومي
۲ – حقوق سازمانهاي بين المللي
۳ – حقوق بينالملل دريا
۴ – حقوق بينالملل توسعه
۵ – حقوق بينالملل كيفري
۶ – حقوق سازمانهاي غيردولتي
فعاليتها
۱ – معاون پژوهشي دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي از ۱۳۷۰ (۱۹۹۱ ) تا سال ۱۳۸۲
۲ – مدير تحصيلات تكميلي دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي از ۱۳۷۶ (۱۹۹۷ ميلادي) تا سال ۱۳۸۲
۳ – عضو شوراي پژوهشي دانشگاه شهيدبهشتي
۴ – معاون انجمن ايراني حقوق بينالملل
۵ – عضو فعال انجمن فرانسوي حقوق بينالملل
۶ – عضو سازمان بينالمللي كارشناسان (اردينكسORDINEX)
۷ – عضو انجمن بينالمللي حقوق جزا
۸ ـ عضو انجمن ايراني حقوق تطبيقي
۹ – عضو انجمن ايراني داوري
۱۰ – عضو انجمن ايراني حقوق جزا
۱۱ – عضو انجمن ايراني جرمشناسي
۱۲ – عضو مؤسس انجمن ايراني مطالعات سازمان ملل متحد
۱۳ – عضو كميته برنامهريزي حقوق در وزارت علوم ـ تحقيقات و فناوري
۱۴ – عضو هيأت تحريريه تعدادي از مجلات حقوقي معتبر ايراني
۱۵ – مشاور حقوقي مركز تحقيقات استراتژيك
۱۶ – مشاور حقوقي مجلس شوراي اسلامي
۱۷ – مدير مسئول انتشارات داد آفرين
۱۸ – مشاور حقوقي وزارت امور خارجه
آثار
الف: كتابها
۱ – حقوق سازمانهاي بينالمللي (زير چاپ)
۲ – حقوق بين الملل عمومي (در دست تهيه)
ب ـ مقالات
۱ – فارسي
۳۰ مقاله چاپ شده به زبان فارسي (اعم از تأليف و ترجمه) در مجله هاي معتبر حقوقي ايران
۲ ـ خارجي
۷ مقاله به زبان فرانسوي چاپ شده در مجلات و سالنامه هاي معتبر حقوقي فرانسه
ج ـ راهنمايي رساله هاي تحصيلات تكميلي
استاد راهنماي بيش از ۵۰ رساله فوق ليسانس در موضوعهاي مختلف حقوق بين الملل
طرحهاي تحقيقاتي
۱ – عضو گروه تحقيقاتي دانشگاه سوربن فرانسه در مورد «اصول راهبردي بينالمللي در قلمرو حقوق جزا»
۲ – عضو گروه تحقيقاتي دانشگاه سوربن فرانسه در مورد منطقه گرايي در حقوق جزا
۳ – عضو گروه تحقيقاتي دانشگاه سوربن فرانسه در مورد «جنايات بينالمللي و صلاحيت جهاني»
۴ – عضو گروه تحقيقاتي دانشگاه سوربن فرانسه در مورد جنايات سازمان يافته فراملي
۵ – اجراي طرح تحقيقاتي در مورد «جنايات بينالمللي و طرق پيشگيري و سركوب آن در حقوق داخلي و بينالمللي» در موسسه حقوق بينالملل و عمومي ماكس پلانك، هايدلبرگ – آلمان
۶ – اجراي طرح تحقيقاتي «نظام حقوقي بحر خزر» در موسسه حقوق بين الملل و عمومي ماكس پلانك - هايدلبرگ – آلمان
شركت در مجامع و كنفرانسهاي بينالمللي
۱ – شركت در كنفرانس فائو در مقر فائو در رم در مديريت صيد منابع بيولوژيكي (۱۹۹۱)
۲ – عضو هيأت نمايندگي ايران در كنفرانس رم براي تشكيل ديوان كيفري بينالمللي (۱۹۹۸)
۳ – عضو و رئيس هيأت نمايندگي ايران در كنفرانس يونسكو در مورد ميراث فرهنگي زيرآب، پاريس (۲۰۰۱)
۴ ـ شركت در كنفرانس بينالمللي مسكو در مورد نظام حقوقي بحر خزر، مسكو (۲۰۰۲)
مشاوره علمي
در زمينه هاي زير ميتوان مشاوره علمي ارائه گردد.
۱ – حقوق بينالملل عمومي
۲ – حقوق سازمانهاي بينالمللي
۳ – حقوق بين الملل كيفري
۴ – حقوق سازمانهاي غير دولتي
۵ – حقوق بينالملل دريا
۶ – حقوق بينالملل هوا و فضا
وكالت: در زمينه هاي كيفري و حقوقي (بخصوص قراردادها اعم از داخلي و بينالمللي)
این مطلب برگرفته از سایت انتشارات مجد است.
علي حسين مصلحي ؛ محسن صادقي ص 123 چكيده مطلب |
|
|
شيوه هاي جايگزين حل اختلاف يا ( Alternative Dispute Resolution ) ADR به شيوه هايي اطلاع مي گردد كه جاي گزين رسيدگي قضايي شده و هدف آن ، حل سريع دعاوي به وسيله اشخاص خصوصي است . اين شيوه ها به رغم انواعي كه دارند ، همگي مبتني بر تراضي طرفين بوده و در عين حال ، نتيجه كار در غالب آنها الزام آور نيست . داوري ، ميانجيگري ، سازش ، مذاكره ، رسيدگي كوتاه ، ADR تركيبي و شيوه هاي حل اختلاف قراردادهاي مهندسي از مهم ترين اين شيوه هاست . كم هزينه بودن ، سريع بودن ، محرمانه بودن ، انعطاف پذيري و رسيدگي موضوع از جانب متخصص ، از عمده ترين مزاياي ADR است..... |